close
تبلیغات در اینترنت
مطالب خواندنی
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

مجله ی اینترنتی صلوات

نوشته طنز و کاریکاتور در مورد عکس های سلفی

الله
کسی که دوستی خدا در دلش جای گرفت و بندگی کردن را عاشق شد دیگر نظری به ثواب و پاداش عمل ندارد تا جایی که بر فرض اگر یقین کند او را به بهشت نمی برند و پاداشی بر عمل ندارد دست از هبادت و طاعت بر نمی دارد بلکه اگر او را به دوزخ ببرند باز حب خدا که جزء ذات و حقیقت او شده با اوست چنانچه امام سجاد (ع) در دعای ابو حمزه ثمالی می فرمایند:
ای خدای من! اگر مرا در غلها و زنجیر ها ببندی و ئیش دیده مردمان مرا از عطایت محروم داری و دیده بندگانت را متوجه رسوایی های من گردانی و بفرمایی که مرا به آتش ببرند و میان من و نیکان جدایی اندازی، امیدم را از تو نمی برم و دیده امیدم را به عفو تو برنمی گردانم و دوستی تو از دلم بیرون نخواهد شد، من نعمت های تو را فراموش نمی کنم و پوشش های تو را از زشتیهایم را در دنیا از یاد نمی برم.
قلب سلیم نوشته آیت الله دستغیب
بازدید : 309 تاریخ : یکشنبه 03 آذر 1392 زمان : 8:38بعد از ظهر نویسنده : عباس نظرات ()

مقام معظم رهبریدر دوران پیش از پیروزى انقلاب، بنده در ایرانشهر تبعید بودم. در یكى از شهرهاى هم‌جوار، چند نفر آشنا داشتیم كه ‏یكى از آن‌ها راننده بود، یكى شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معناى خاص كلمه نبودند. به حسب ‏ظاهر، به آنها عامى اطلاق مى‌شد. با این حال جزو خواص بودند. آن‌ها مرتّب براى دیدن ما به ایرانشهر مى‌آمدند و از ‏قضایاى مذاكرات خود با روحانى شهرشان مى‌گفتند. روحانى شهرشان هم آدم خوبى بود؛ منتها جزو عوام بود.

ملاحظه مى‌كنید! راننده‌ى كمپرسى جزو خواص، ولى روحانى و پیش‌نماز محترم جزو عوام! مثلاً آن روحانى مى‌گفت: ‏‏«چرا وقتى اسم پیغمبر مى‌آید یك صلوات مى‌فرستید، ولى اسم «آقا» كه مى‌آید، سه صلوات مى‌فرستید؟!»

ادامه مطلب
بازدید : 344 تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 زمان : 10:10بعد از ظهر نویسنده : عباس نظرات ()

بر خلاف محور مرتضی سایر محور های عملیاتی والفجر ۲ پیشرفت چشم گیری در تصرف اهداف تعیین شده نداشتند و همین موضوع سبب شده بود تا موتضی در محاصره کامل دشمن قرار بگیرد.

روز سوم محاصره بود ، فرمانده نیروی زمینی ارتش صیلد شیرازی به من گفت : هر طور می شود به این ها بگویید به عقب بیایند.

گفتم نمی شود اگر از آنجا بیرون بیایند هیچ کدام زنده نمی مانند. صیاد گوشی را از من گرفت و گفت : مرتضی......مرتضی......علی.

ادامه مطلب
بازدید : 287 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392 زمان : 11:37قبل از ظهر نویسنده : عباس نظرات ()

آیت الله بهجت"در جریان درست کردن قفسه کتاب‌های ایشان(پدر)، دستم زیر قفسه فلزی کتاب رفت و عصب آن قطع شد و تا استخوان برید. در بیمارستان دستم جراحی شد و آن را بخیه کردند."

حجت الاسلام علی بهجت فرزند عارف بی‌نظیر عالم حضرت آیت الله محمدتقی بهجت رحمه الله علیه نقل می‌کند:

"در جریان درست کردن قفسه کتاب‌های ایشان(پدر)، دستم زیر قفسه فلزی کتاب رفت و عصب آن قطع شد و تا استخوان برید. در بیمارستان دستم جراحی شد و آن را بخیه کردند. بعد از گذشت چهار پنج ماه دستم خیلی درد گرفت و به تدریج درد آن شدت یافت و من نگران شده بودم ولی در این باره به پدرم چیزی نگفتم چون نگران می‌شدند و تاکید می‌کردند که همان ساعت به پزشک مراجعه کنم و مرتب از آن می‌پرسیدند. دو سه روز از این ماجرا گذشت. یک روز هنگامی که پدرم از حرم امام رضا علیه السلام به دفتر برگشته بودند در حالی که من حواسم متوجه کارم بود، ایشان مطلبی را گفتند که شنیدم ولی توجه نداشتم..........

ادامه مطلب
بازدید : 580 تاریخ : جمعه 01 شهريور 1392 زمان : 10:5قبل از ظهر نویسنده : عباس نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 904
  • کل نظرات : 405
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 119
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 400
  • باردید دیروز : 796
  • گوگل امروز : 11
  • گوگل دیروز : 34
  • بازدید هفته : 400
  • بازدید ماه : 1,196
  • بازدید سال : 1,196
  • بازدید کلی : 3,202,796
  • مطالب