close
تبلیغات در اینترنت
ماجرای مشاعره امام خمینی

عضویت در گروه تلگرامی صلوات

ماجرای مشاعره امام خمینی


مرحوم آقای واعظ زاده خوانساری از علما و بزرگان عرفان و اهل منبر بود و با امام خیلی مانوس بود. یک روز به من گفت: آقای برهانی بیا امروز به زیارت حاج آقا روح الله برویم.

به محضر امام رفتیم. با توجه به سوابق رفاقتی که این دو با هم داشتند امام به او فرمودند: آقای واعظ زاده، ما به خاطر رفاقت با شما همیشه بهره ای از هم می بردیم چه از مباحث علمی و چه اشعار ادبی.



بعد از آن که امام این جمله را گفتند، مرحوم واعظ زاده شروع کرد به خواندن این رباعی:


گیرد همه کس کمند و من گیسویت

جوید همه کس هلال و من ابرویت

در دایره دوازده برج تمام

یک ماه مبارک است آن هم رویت


امام هم فی البداهه این رباعی را در پاسخ اول فرمودند:


گشود چشم نگارم ز خواب ناز از هم

نظر کنید در فتنه گشت باز از هم

تو در نماز جماعت نرو که می ترسم

کُشی امام و بپاشی صف نماز از هم


بعد مرحوم واعظ زاده شعر معروف مولوی را خواند که:


بشنو از نی چون حکایت می کند

از جدایی ها شکایت می کند


اما امام در پاسخ فرمودند:


نشنو از نی کان نوای بی نواست

بشنو از دل کان حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزه خانه دلبر شود


حجت الاسلام برهانی، برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج ۲، ص ۱۸۷

منبع: سیره آفتاب، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها


درباره : مطالب اصلی ,مطالب خواندنی ,
بازدید : 532
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

برچسب ها :ماجرای مشاعره امام خمینی ,امام خمینی ,مشاعره ,خاطره ای از امام خمینی ,مشاعره کردن امام خمینی ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ