close
تبلیغات در اینترنت
اربعینی است که باران برِ دریا مانده است (شعر آیینی)

عضویت در گروه تلگرامی صلوات

اربعینی است که باران برِ دریا مانده است (شعر آیینی)

اربعین
 
#اربعین حسینی تسلیت باد.
این چند بیت #شعر_آیینی را تقدیم به ساحت #حضرت_زینب (س) می کنم. (البته چند روز دیر شد.)

نیست #علمدار علمداری زینب که هست
قافله را قافله سالاری زینب که هست
اشک غریبان همه جا را گرفت
مرهم دلداری زینب که هست
شب شد و انگار که خورشید بود
ماه شب تاری زینب که هست!
بود امامت همه جا در خطر
لیک پرستاری زینب که هست
#روضه_مادر شد و دریا گریست
یاد در و آتش و دیواری زینب که هست!
خواند نماز شب بارانی اش
بعد #علی #حیدر کراری زینب که هست
 

و شعر زیر برای اربعین
 
اربعینی است که #باران بر دریا مانده ست
نیست #عباس که این قافله تنها مانده ست
بعد عباس نگهبان #حرم زینب بود
خیمه سوخته انگار که برپا مانده ست
دل سجاد تو مانند علی خون شده بود
جای زنجیر به دستان و تنش جا مانده است
این #چهل_روز فراقت چو چهل سال گذشت
خواهرت پیر شد و خون به جگر ها مانده ست
#شعر آخر شد و انگار هنوز
#روضه #حضرت_زهرا مانده ست
 
عباس نعمتی
 
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط يک دنيا در تاریخ 1393/9/21 و 21:27 دقیقه ارسال شده است

اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست او جبران همه نداشته هاي من است ...

****

پيش من هم بياين خوشحال ميشم



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ