close
تبلیغات در اینترنت
خواب نیم روز (حکایت)

عضویت در گروه تلگرامی صلوات

خواب نیم روز (حکایت)

 

ادامه مطلب.........

یکی از پادشاهان از پارسایی پرسید: برترین عبادت ها کدام است؟

پارسا گفت: خواب نیم روز تو!

پادشاه گفت: چرا؟

گفت: تا یک نفس خلق از تو آسوده باشند!    

ظالمی را خفته دیـــــــــدم نـــــــیــــــم روز     گفتم این این فتنه است خوابش برده بــــــه

وانکه خوابش بهتر از بیداری اســــــــــت     آن چنان بد زندگانی مــــــــــــــــرده بــــــه

منبع: گلستان سعدی

درباره : مطالب اصلی ,داستان کوتاه ,
بازدید : 382
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها :خواب نیم روز ,حکایت ,داستان ,داستان کوتاه ,گلستان سعدی ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ