close
تبلیغات در اینترنت
بسم الله (داستان)

عضویت در گروه تلگرامی صلوات

بسم الله (داستان)

بسم اللهمردی منافق بود اما همسرش مومن و متدین بود و هر کاری را با گفتن بسم الله آغاز می کرد و مرد از گفتن بسم الله توسط همسزش بسیار خشمگین می شد و تلاش می کرد که زن را از گفتن بسم الله بازدارد.

روز کیسه ای به زن داد تا برای او به امانت نگه دارد ، زن هم با گفتن بسم الله کیسه را در جایی پنهان کرد. ولی مرد طوری که زن نفهمد کیسه را دزدید و به دریا انداخت تا بسم الله را بی ارزش جلوه دهد و زن را محکوم کند.........

 

وی بعد از این که به مغازه رفت ، اتفاقا صیادی دو ماهی را برای فروش آورد مرد آن دو ماهی را خرید و و به منزل فرستاد تا زن برای نهار آن را آماده کند.

زن و قتی شکم یکی از دو ماهی را پاره کرد دید همان کیسه در شکم اوست. بلند شد و با گفتن بسم الله کیسه را سر جای اولش گذاشت.

وقتی مرد به خانه آمد ، کیسه را از زن طلب کرد ، زن فورا از جای برخواست و کیسه را پیش مرد آورد. مرد خیلی تعجب کرد و از جمله مومنین شد.

خزینه الجواهر

درباره : داستان کوتاه ,
بازدید : 432
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها :داستان ,داستان کوتاه ,بسم الله ,داستانی در مورد بسم الله ,صلوات ,زرین دشت ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ