close
تبلیغات در اینترنت
اقرار به نادانی (حکایت)

عضویت در گروه تلگرامی صلوات

اقرار به نادانی (حکایت)
حکایتاز یکی از حکما شنیدم که می گفت:
هرگز کسی به جهل خود اقرار نکرده مگر آنکس که چون کسی در حال سخن گفتن باشد وسط حرفش سخن بگوید.
 
سخن را سر است ای خرد مند و بن
 میاور سخن در میان ســـــــــخــــــن
خداوند تدبیر و فرهنـــــگ و هــــــوش
نگوید سخن تا نبینــــــد خــــمــــوش
 
حکایت بعدی در ادامه مطلب....
 
کسی پسرش را گفت:
ای پسرم روز قیامت خواهند پرسید عملت چیست ، نگویند پدرت کیست!
 
جامه کعبه را که می بوسند      او نه از کرم پیله نـامی شد
با عزیزی نشست روزی چند      لاجرم همچو او گرامی شد
درباره : داستان کوتاه ,
بازدید : 324
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

برچسب ها :حکایت ,داستان ,داستان کوتاه ,گلستان سعدی ,حکایت های گلستان سعدی ,سعدی ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ