close
تبلیغات در اینترنت
بابای داغ مرگ جوان دیده پیر شد

عضویت در گروه تلگرامی صلوات

بابای داغ مرگ جوان دیده پیر شد
حضرت علی اکبر
 
زود آمدم کنار تو اما چه دیر شد
بابای داغٍ مرگ جوان دیده پیر شد
کامم هنوز تشنه ی آن کام تشنه بود
اما لب تو چشمه ی خون کویر شد
سنگینی زره به تنت ماند و آهنش
در زیر پای این همه ضربه حریر شد
قسمت شدست میوه ی  من قسمتت کنند
جسمت نصیب نیزه و شمشیر و تیر شد
هر گوشه گوشه ای، همه جا پیکر تو هست
بیخود نبود اینکه دلم گوشه گیر شد
دستت کجاست تا که بلندم کند مرا
افتاده ام به پای تو جانم اسیر شد
فکری به حال معجر عمه بکن که باد
با ناله های زخمی من هم مسیر شد
باید هزار مرتبه بعد از تو کشته شد
باید که دست شست ز دنیا و سیر شد
 
محمد امین سبکبار
درباره : شعر ,
بازدید : 423
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

برچسب ها :حضرت علی اکبر ,شعر ,هشتم محرم ,شعری برای هشتم محرم ,شعری برای حضرت علی اکبر ,شعر حضرت علی اکبر ,شعر شب هشتم محرم ,صلوات ,رین دشت ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ