loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

  زود آمدم کنار تو اما چه دیر شدبابای داغٍ مرگ جوان دیده پیر شدکامم هنوز تشنه ی آن کام تشنه بوداما لب تو چشمه ی خون کویر شدحضرت علی اکبر,شعر,هشتم محرم,شعری برای هشتم محرم,شعری برای حضرت علی اکبر,شعر حضرت علی اکبر,شعر شب هشتم محرم,صلوات,رین دشت,

حضرت علی اکبر
 
زود آمدم کنار تو اما چه دیر شد
بابای داغٍ مرگ جوان دیده پیر شد
کامم هنوز تشنه ی آن کام تشنه بود
اما لب تو چشمه ی خون کویر شد
سنگینی زره به تنت ماند و آهنش
در زیر پای این همه ضربه حریر شد
قسمت شدست میوه ی  من قسمتت کنند
جسمت نصیب نیزه و شمشیر و تیر شد
هر گوشه گوشه ای، همه جا پیکر تو هست
بیخود نبود اینکه دلم گوشه گیر شد
دستت کجاست تا که بلندم کند مرا
افتاده ام به پای تو جانم اسیر شد
فکری به حال معجر عمه بکن که باد
با ناله های زخمی من هم مسیر شد
باید هزار مرتبه بعد از تو کشته شد
باید که دست شست ز دنیا و سیر شد
 
محمد امین سبکبار
درباره شعر ,
عباس نعمتی بازدید : 1054 دوشنبه 20 آبان 1392 زمان : 8:35بعد از ظهر نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 124
  • آی پی امروز : 71
  • آی پی دیروز : 726
  • بازدید امروز : 166
  • باردید دیروز : 1,846
  • گوگل امروز : 52
  • گوگل دیروز : 759
  • بازدید هفته : 3,664
  • بازدید ماه : 6,598
  • بازدید سال : 409,389
  • بازدید کلی : 5,127,765