loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

داستان هایی از کرامات معصومین (ع)

امام موسی کاظم
 
یک روز امام کاظم (ع) در شهر بغداد از کنار منزل بِشر حافی عبور می کرد و صدای ساز و نوا از خانه به گوش می رسید.
در این موقع کنیز بشر برای ریختن خاکروبه از خانه خارج شد.
 آن حضرت به او فرمود: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟
جواب داد: البته برده کسی نیست و آزاد است.....
 
عباس نعمتی بازدید : 889 یکشنبه 04 خرداد 1393 زمان : 12:41قبل از ظهر نظرات ()

یا علی ابن موسی الرضا المرتضیموسی بن سیار می گوید:همراه حضرت رضا علیه السلام بودم همین که نزدیک دیوار های توس رسیدیم صدای ناله و گریه ای را شنیدیم. من به جست و جوی آن رفتم ناگهان دیدم جنازه ای را می آورند. آن حضرت در حالی که پای از رکاب خالی کرده بود پیاده شد و به طرف جنازه آمد و آن را بلند کرد و چنان بدان چسبید همچون بچه ای که به بدن مادرش می چسبد ، آنگاه رو به من کرد و فرمود:

هر کس جنازه ای از دوستان ما را تشییع کند مثل بچه ای است که از مادر متولد شده و گناهانش زدوده می شود.....

عباس نعمتی بازدید : 1172 سه شنبه 26 شهريور 1392 زمان : 9:37قبل از ظهر نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 124
  • آی پی امروز : 168
  • آی پی دیروز : 445
  • بازدید امروز : 618
  • باردید دیروز : 2,201
  • گوگل امروز : 110
  • گوگل دیروز : 358
  • بازدید هفته : 618
  • بازدید ماه : 12,518
  • بازدید سال : 344,136
  • بازدید کلی : 5,062,512